أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

168

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

فصل [ 4 ] دين ما و دولت به لحاظ گذشتهء خود عربى است . [ آنها ] توأمان « 128 » اند كه بر فراز يكى از آنها نيروى الهى در اهتزاز است و بر فراز ديگرى دست آسمانى [ گسترده است ] . بارها طوايف گوناگون از زيردستان به‌ويژه گيلانيان و ديلميان گرد هم آمدند تا جامهء توحش « 129 » به دولت بپوشند اما آرزوى آنها برآورده نشد . روزانه پنج بار تا اذان در گوش‌هايشان به صدا در مىآيد ، صف اندر صف پشت سر امامان به نماز [ مىايستند ] و قرآن عربى مبين را مىخوانند . در مسجدها پارسايى را به اين [ زبان ] برايشان موعظه مىكنند - « [ گسترده ] بمانند بر دست‌ها و دهن » « 130 » ، ريسمان اسلام پاره نشود و دژ آن ويران نگردد . * علوم را از همه سرزمين‌هاى جهان به زبان عرب‌ها نقل كرده‌اند ، آنها خود را آراسته‌اند ، دل‌پسند شده‌اند و زيبايىهاى زبانى آنها در شريان‌ها و وريدها دويده است ، هرچند كه هر ملتى گويش خود را زيبا مىپندارد ، به آن خو گرفته و به هنگام نياز همراه معاشران و امثال خود آن را به كار مىبرد . من اين را با خود قياس مىكنم : اگر علمى به آن زبان [ خوارزمى ] كه مطلوب طبع من است جاودانه شود ، چنان بيگانه نمايد كه شتر بر ناودان « 131 » و زرافه در آبراهه « 132 » . پس به زبان‌هاى عربى و فارسى پرداختم . در هريك از آنها تازه‌واردم ، به زحمت آنها را آموختم اما نزد من دشنام دادن به زبان عربى خوش‌تر از ستايش به زبان فارسى است . درستى سخنانم را كسى درمىيابد كه يك كتاب علمى نقل شده به فارسى را بررسى كند . همين‌كه زرق و برقش ناپديد شد ، معنايش در سايه قرار مىگيرد ، سيمايش تار مىشود و استفاده از آن از ميان مىرود زيرا اين گويش فقط ( 128 ) . نسخهء الف : والدين و القوامان ؛ Vorwort ، متن عربى ، 12 : توأمان . ( 129 ) . جلابيب العجمة . ( 130 ) . كانوا لليدين و للفم . ( 131 ) . على الميزاب . ( 132 ) . نسخهء الف : فى الكراب . تاج العروس ، I ، 454 : الكراب مجارى الماء فى الوادى ، Vorwort ، متن عربى ، 13 ؛ نسخه‌هاى ب و پ و اى . يو . كراچكوفسكى ، IV ، 254 : فى العراب « بين اسب‌هاى عربى » ؛ همان‌جا در يادداشت 5 : « فى الكواب » ، كه احتمالا غلط چاپى است به‌جاى « فى الكراب » .